Federal Public Service Commission (FPSC) Competitive Examination for Recruitment to BPS-17 Posts under the Federal Government
Time Allowed: 3 Hours
Paper : Persian
PART-II (Subjective) : 80 Marks
SECTION-I
سوال نمبر 2. درباره زبانهای باستان ایران مفصلاً بنویسید: زبانهای باستان ایران شامل زبانهایی است که در دوره باستان (از سدههای پیش از میلاد تا دوران هخامنشی، اشکانی و پیش از آن) در فلات ایران رایج بوده است. مهمترین این زبانها «فارسی باستان» (زبان کتیبههای هخامنشی، خط میخی) و «اوستایی» (زبان کتب مقدس زرتشتیان) است. این زبانها ریشه در شاخه هند و ایرانی زبانهای هندواروپایی دارند و ساختار دستوری آنها نسبت به فارسی دری پیچیدهتر بوده و دارای نظام تصریفی گستردهای (مانند حالتهای گوناگون اسم و جنس دستوری) بودهاند. با گذشت زمان، این زبانها تحول یافته و به زبانهای دوره میانه (مانند پهلوی ساسانی و اشکانی) تبدیل شدهاند.
سوال نمبر 3. از موضوعات زیر، دو موضوع را انتخاب کرده بنویسید:
(الف) جمالزاده: محمدعلی جمالزاده (پدر داستاننویس مدرن ایران) با انتشار مجموعه داستان کوتاه «یکی بود یکی نبود» در سال ۱۳۰۰ هجری خورشیدی در برلین، بنیانگذار داستاننویسی نوین و رئالیستی در ایران شد. او با استفاده از زبان عامیانه، ضربالمثلها و گویش کوچه و بازار، ادبیات داستانی را از حالت انحصاری و درباری خارج کرد و به تودههای مردم نزدیک ساخت.
(ب) فردوسی طوسی: ابوالقاسم فردوسی حماسهسرای بزرگ ایران و سراینده شاهنامه است که با زحمت سیساله خود، زبان و فرهنگ فارسی را از نابودی نجات داد. شاهنامه فردوسی شاهکار بینظیر حماسی جهان است که علاوه بر داستانهای رزم و بزم ملی ایران، تجلیگر خرد، پهلوانی، عدالت و حکمت است.
(ج) نظامی گنجوی: نظامالدین ابومحمد الياس بن یوسف نظامی گنجوی، بزرگترین داستانسرای منظوم در ادبیات فارسی و پیشوای سبک عراقی در سرایش مثنویهای عاشقانهای چون خسرو و شیرین، لیلی و مجنون، هفت پیکر، اسکندرنامه و مخزنالاسرار است. او با مهارت بینظیر در تصویرپردازی، کاربرد تمثیلها و استعاری ساختن مفاهیم، جایگاه ممتازی در شعر رمانتیک و اخلاقی فارسی دارد.
سوال نمبر 4.
(الف) اقسام صفت را تعریف کنید و با مثال توضیح بدهید: صفت کلمهای است که اسم را توصیف میکند یا حالتی از آن را بیان میکند و به چند دسته تقسیم میشود:
صفت بیانی: حالتی یا ویژگی ذاتی اسم را نشان میدهد (مانند: گلِ سرخ، مردِ دانشمند).
صفت فاعلی: انجامدهنده کار را نشان میدهد (مانند: مردِ داننده).
صفت مفعولی: کلمهای است که صفت مفعول را بپذیرد (مانند: نامه نوشتهشده).
صفت نسبی: نسبتی را به جایی یا چیزی میرساند (مانند: فرشِ تهرانی).
صفت اعدادی، اشاره، ملکی و مبهوم نیز از دیگر انواع صفت هستند.
(ب) از مصادر زیر، پنج مصدر را به فعل ماضی بعید گردان کنید: (دیدن، گفتن، خوردن، برگشتن، بردن، آمدن)
دیدن: دیده بود
گفتن: گفته بود
خوردن: خورده بود
برگشتن: برگشته بود
بردن: برده بود
سوال نمبر 5. متن زیر را به فارسی برگردانید: اصفهان یکی از شهرهای بزرگ در بخش مرکزی استان اصفهان در ایران است. این شهر در ۴۴۰ کیلومتری (۲۷۰ مایلی) جنوب تهران واقع شده و مرکز استان اصفهان است. این شهر جمعیتی حدود ۲,۲۲۰,۰۰۰ نفر دارد که آن را پس از تهران و مشهد به سومین شهر بزرگ ایران و دومین منطقه کلانشهری بزرگ تبدیل میکند. در دوران سلسله صفویه، اصفهان برای دومین بار در تاریخ خود، در زمان شاه عباس کبیر به عنوان پایتخت ایران درآمد. این شهر بخش زیادی از تاریخ خود را حفظ کرده است. اصفهان به خاطر بلوارهای بزرگ، پلهای سرپوشیده، کاخها، مساجد کاشیکاریشده و منارههایش معروف است. اصفهان همچنین دارای بناهای تاریخی، آثار باستانی، نقاشیها و اشیای عتیقه فراوانی است. شهرت اصفهان به ضربالمثل فارسی «اصفهان نصف جهان است» منجر شد. میدان نقش جهان در اصفهان یکی از بزرگترین میدانهای شهری در جهان است و یونسکو آن را به عنوان میراث جهانی به ثبت رسانده است.
SECTION-II
سوال نمبر 6. احوال و آثار علامه اقبال را مورد بررسی قرار دهید: علامه محمد اقبال لاهوری (متخلص به اقبال)، متفکر، فیلسوف اسلامی، مصلح اجتماعی و شاعر برجسته پارسیسرا و اردوسرا است. او در شبهقاره هند متولد شد و تحصیلات عالی خود را در اروپا در رشتههای فلسفه و حقوق به پایان رساند. اقبال با سرودن مثنویهای عمیق فلسفی و عرفانی مانند «اسرار خودی»، «رموز بیخودی»، «پیام مشرق»، «جاویدنامه» و «اقبالنامه»، پیام بیداری، خودباوری، اتحاد جهان اسلام و مبارزه با استعمار را ترویج کرد. شعر او تلفیقی از اندیشه ژرف فلسفی شرق و غرب است و نقشی اساسی در تحکیم هویت مسلمانان و ایده تشکیل پاکستان ایفا نمود.
سوال نمبر 7.
(الف) متن زیر را به زبان انگلیسی ترجمه کنید: شنیدم که پادشاهی به کشتن اسیر و دادند دشنام را ملک، نومیدی آن در بیجاره گفت که: هر که دست از جان بشوید، هر چه در دل دارد بگوید. گفتند که سقط گفتن و ناسزا دادن رواست به وقت ناامیدی. وزیران نیکمحضر یکی گفت: خداوند ای پادشاه! همیگوید که: «وَالْکَاظِمِینَ الْغَيْظَ وَالْعَافِينَ عَنِ النَّاسِ وَاللَّهُ يُحِبُّ الْمُحْسِنِينَ» و رحمت آورد ملک. وزیر دیگر گفت که: ضد او بود، او سر از خون درگذشت. ملک از این سخن روی در هم کشید و گفت: دروغ آن راستپسندیدهتر آمد مرا که دروغ مصلحتآمیز به از راست فتنهانگیز است.
(ب) متن زیر را به فارسی ساده برگردانید: پادشاهی پسری را به ادبی داد و گفت: این فرزند توست، تربیتش همچنان کن که فرزندان از یکی. مدتها ادیب سعی کرد و خدمت نمود، اما پسر در فضل و بلاغت به جایی نرسید. ملک دانشمند و معتلم را مؤاخذت کرد و معاتبت فرمود که: وعده خلاف کردی و وفا نیاوردی. گفت: رای خداوند روی زمین پوشیده نماند که تربیت یکسان است و طباع مختلف. گَرچه سیم و زر ز سنگ همیآید برون / سیم و زر نباشد سنگی همهجا در درون عالم همه بر سهیل تابد همی / انبان جایی کند، ادیم جایی
سوال نمبر 8. از اجزای زیر دو جزو را به زبان فارسی ساده شرح دهید:
(الف) در این ابیات، شاعر (مولانا) از عشق و رهایی حقیقی سخن میگوید؛ عشق به عنوان امام و راهنمای جان انسان معرفی شده است که بندهای تعلق دنیوی را پاره میکند و انسان را از زندان مادیات آزاد میسازد. عشق همهچیز زندگی، شام و ماه و نور حقیقت است که روح را به مقام وصل و آرامش ابدی میرساند.
(ب) این ابیات مضمونی از دلتنگی انسان مدرن و تمنای بازگشت به اصالت، انسانیت و پاکی را بازگو میکنند. شاعر از ملالت در میان «دد و دیو» (انساننماهای سنگدل) فریاد برمیآورد و به دنبال انسان حقیقی، رستم صفت و پاکنهاد است؛ انسانی که از عناصر سست و دروغین روزگار خسته شده و به دنبال معنای عمیق زندگی و حقیقت جاودانه است.